تبليغاتX
دکترفضل الله صلواتی"طوفان"

دکترفضل الله صلواتی"طوفان"

نویسنده ، روزنامه نگار

 

آینده انسانها

درسایهءحکومت عدالت

 

 
فضل الله صلواتی(طوفان)


همه درد بشربه دوا برسد

 
همه جا را صلح و صفابرسد

 
انسان برهد از خود آنگه


کامل گردد؛ به خدا برسد


طومار من و تو بهم پیچد


هنگام حکومت ما برسد

 
همگانی گردد نعمتها


قسمت آخر؛همه را برسد

 
هدف بشر، انسانی گردد

 
آزادیها ، به بقاء برسد

 
به خدا،به خدا،آید روزی

 
که جهالتها ،به فنا برسد

 
همه جا زعدالت پر گردد


بانگ شادی به سما برسد


همه یک آئین همه یک ملت


چون نور خدا، همه جا برسد


مردان خدا همه جا حاکم

 
عدل و ایمان همه جا برسد


قرآن باشد تنها قانون


نه دگر انسان به خطا برسد


نه ستم ماند نه ستمکاری

 
بنیان کن کاخ ریا ، برسد


نه ز ماتم و غم ، خبری دیگر

 
دل بینوا به نوا برسد


نه دگر ترسی ، نه دگر رنجی


دوران صبرو رضا برسد


نه  زخونریزی خبری باشد


همگان را "مهر و وفا" برسد


نه دگر تبعیض سیاه و سفید


که تباهی فقر و غنا برسد.


نه دگر غربی نه دگرشرقی

 
به ره حق، انسان تا ، برسد


نه دگر مرزی نه دگر جنگی


انسان به حقیقت ها ، برسد


زتلاش و زکوشش ما آخر


به فنا آثار جفا برسد


ز تکاپوها ز هیاهوها


آسایشها به شما ، برسد


"مهدی" آید ، رهبر گردد


آن مظهر عدل خدا ، برسد


"قائم""حجت"،مولا،سرور


آن هادی و منجی ما، برسد

 
ای حجت حق ، به در آ به درآ


ببین ظلم و ستم به کجابرسد


باز آ ،که جهان ،فاسد گشته

 
که زتو دردش به شفا برسد


ظلمت همه جا را پرکرده


هر لحظه غمی،ز قفا برسد


فریاد ستم کشها اکنون


خواهد که به عرش علا برسد

 
(طوفان) خواهد ز خدا دائم


تا سید و صاحب ما برسد

که جهان از آن شما گردد

اجرا احکام خدا گردد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:57  توسط فضل الله صلواتی  | 

 

خاطره ای از مرحوم استاد محمد تقی جعفری

استاد جعفری درباره اولين سفر حج واجب خود، خاطره جالبي را تعريف كردند كه شنيدني است : در اين سفر حج كه با تعدادي از دوستان و فضلا همسفر بودم ، در فرودگاه جدّه متوجه شدم تعدادي از اهالي روستايي از اطراف مراغه به علت نداشتن روحاني كاروان ، ناراحت و مضطرب هستند. از همراهان خود پوزش طلبيده، جهت انجام مناسك حج به جمع روستاييان پيوستم .

در اين سفر، بيش از ديگر سفرها لذت بردم ، چون آن ها عنوان خاصي برايم قائل نبودند و مرا به صورت دانشمند و استاد و اين چيزها نمي شناختند. آنان خيلي ساده و بي پيرايه دور من جمع مي شدند و ضمن طرح مسائل شرعي خود، از برای اطمینان، حمد و سوره خود را نيز مي خواندند. حتي براي صدا زدن من ، عنوان «شیخ» را به كار مي بردند و پيوسته دستور مي دادند: شيخ ! چنين كن و چنان كن . براي من بسيار شيرين بود كه در ميان آن ها باشم و بدون تشريفات و بي ريا، با آن ها دعا بخوانم و برخي از مسائل حج را براي آن ها بگويم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:39  توسط فضل الله صلواتی  | 

 

دخالت ماموران حراست در جلسه پرسش و پاسخ

محمد علی دادخواه در جشنواره مطبوعات

 

سومین جشنواره مطبوعات استان اصفهان که ازتاریخ اول ادیبهشت گشایش یافته بود و به مدت پنج روز ادامه داشت روز پنجشنبه به کار خود پایان داد . این جشنواره را وزارت ارشاد برگزار کرد. یکی از رویدادهای این جشنواره در دومین روز آن , دوشنبه برگزاری جلسه پرسش و پاسخ محمد علی دادخواه وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشربود که با دخالت ماموران حراست وزارت ارشاد به تشنج کشیده شدو ناتمام ماند. در این باره با دکتر فضل الله صلواتی رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران اصفهان گفتگویی داشتم

آقای صلواتی بفرمائید در جشنواره هنگام جلسه پرسش و پاسخ آقای دادخواه چه گذشت؟


من در غرفه انجمن صنفی مطبوعات بودم که آقای دادخواه تشریف آوردن آنجاو از جشنواره بازدید میکردند یک عده از خبرنگاران دور ایشان جمع شدند وبنا کردند سوال کردن که همانوقت حراست اداره ارشاد آمد ومانع شد.

مگر سوالها درباره چی بود؟

بعضی ها درباره حقوق بشر دردوره قبل از اسلام از ایشان سوال میکردند, درصورتی که آن مامورحراست ارشاد بعدش میگفت که چرا راجع به زرتشت وراجع به کوروش و اینها حرف زدید واصلا نمی دانست بحث چیست و چون دید یک عده ای جمع شدند آمد وجلسه را به هم زد وخیلی اهانت گونه در صورتی که همه داشتند صدای ایشان را پر میکردند وتصویر ایشان را هم میگرفتند درهرصورت باعث ناراحتی ما شد واعتراضی به ایشون کردیم.

بعد چه پیش آمد آیا آقای دادخواه توانست به جلسه پرسش و پاسخ با روزنامه نگاران

 ادامه بدهد؟

نه دیگه , همینطور دوستان وخبرنگاران دور وبر ایشان بودند وهمینطور ادامه میداد از بازدید از غرفه های مطبوعات واز او سوال هایی میکردند و او جواب میداد.

فکر میکنید علت این مداخله در کار جشنواره جه بوده اقای صلواتی؟

به خاطر تنگ نظری هایی که در نیروهای وابسته به اطلاعات در اصفهان هست , خواهی نه خواهی این برنامه ها پیش میاید و به این وسیله میخواهند ناراضی ها را بیشتر کنند و یکجوری کنند که اکثریت مطبوعاتی ها از آنها ناراضی باشند برای اینکه یک آدم خیلی عقب افتاده ای بود که اگر حتی من را یا یکی از مسئولین غرفه را صدا میکرد شاید می توانست موثر باشد ولی او این کار را نکرد وبلند جلو همه گفت آقا هماهنگی نشده در صورتی که خود من در غرفه های دیگر بدون هماهنگی از من سوال میکردند, آقای ارحام صدر که هنرپیشه اصفهان هستند همه از ایشان سوال میکردند ودور ایشان جمع شده بودند, آقای شریفی از فیلمساز ها بودند وروحانیونی که آنجا بودند همه خبرنگاران دور آنها جمع می شدند وسوال میکردند ولی تنها این غائله رابرای آقای استاد دادخواه پیش آوردند.


گفتید اگر مامور حراست فبلا مطرح میکرد به آرامی شاید این درگیری پیش نمی آمد آیا از نظر قانونی حراست حق داشت که مداخله کند در مصاحبه ها و گفتگوهای درون جشنواره؟

اصلا حق نداشتند این کار را بکنند واین یک تجاوز به حقوق مطبوعاتی بوده وخوب این زور گویی بود که ایشان انجام دادند.

آقای صلواتی انجمن صنفی مطبوعات در این زمینه چه اقدامی کرده؟

خوب هنوز انجمن باید هیئت مدیره اش تشکیل شودو اعتراضش را رسما اعلام کند ولی همان دیروز (دوشنبه) اعتاضم را اعلام کردم . اصلا حراست اداره نمی کرد جشنواره را و قرار نبود حراست دخالت کند اگر ما میدانستیم که حراست میخواد دخالت کند اصلا شرکت نمی کردیم.

 

گفتگو را در این سایت بشنوید

http://www.tahieh.net/index.phtml?tsk=read&id=92

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:27  توسط فضل الله صلواتی  | 

 

سی خرداد 60؛

هيچ‌ اراده‌ای برای وحدت نبود

 

گفت‌وگو با

دكتر فضل‌‌الله صلواتي

نشریه چشم انداز شماره  ۱۸

اشاره : دكترفضل‌الله صلواتي سال 1317 در اصفهان متولد شد. با ديپلم علمي دانشسراي مقدماتي به شغل شريف معلمي پرداخت. ديپلم را در آموزشگاه شبانه و دورة كارشناسي ادبيات خود را در سال 1344 در دانشگاه اصفهان به پايان رسانيد. آن‌گاه كارشناسي ارشد و دروس دروة دكتراي الهيات را در سال 1349 در دانشكدة الهيات دانشگاه تهران تمام كرد. دكتر صلواتي از مبارزين نستوهي بود كه گويا نذر كرده بود به مجرد آزادي از زندان, مبارزه را از سر گرفته و دوباره به زندان بازگردد. رفت و آمد مكرر او به زندان, براي مبارزين اصفهاني,‌ قبح زندان را از بين برد. معروف بود كه وي درِ زندان را به روي مبارزين اصفهاني گشود. وي شعر سوگند را كه زبانزد خاص و عام شد, در مدت چهارده‌ماهي كه در زندان انفرادي پادگان نظامي اصفهان به‌سر مي‌برد سرود. شعر "سوگند"‌ به "سرود مقاومت" در زندان‌هاي ايران تبديل شد: به دل شكستة زنداني كه نرفته به راه خطا سوگند.
نسل دانشجوياني چون شريف واقفي و صمديه افتخار شاگردي در مكتب صلواتي را داشتند. آقاي خاتمي نيز در مبارزات انتخاباتي خود در اصفهان, از اين استاد سياسي ـ اخلاقي خود به نيكي ياد كرد.
زندان‌هاي قبل از انقلاب: سال 1345 دو ماه, سال 1348 دوماه, سال 1350 هشت‌ماه. (با شش ماه محكوميت) و سال‌هاي 53 ـ 52 ـ 1351 مجموعاً دوسال‌ونيم (با محكوميت 18 ماهه در سال 51) با پايان يافتن دوره‌هاي مختلف زندان از ابتداي سال 1353 تا سال 1357 به يزد تبعيد شد. اما در خلال تبعيد نيز به‌دنبال فعاليت‌هاي خستگي‌ناپذير خود,‌او را آرام نگذاشته, دو ماه در سلول انفرادي زندان اوين و چند ماه در زندان انفرادي كميته به‌سر ‌برد و در اين دوران شكنجه‌هاي زيادي را تحمل نمود. پس از پيروزي انقلاب, اولين فرماندار اصفهان و مشاور استانداري اصفهان شد. با آراي زياد مردم اصفهان,‌ براي چهارسال نمايندة اولين دورة مجلس شوراي اسلامي گرديد, ضمن اين‌كه رئيس نهضت‌ سوادآموزي ايران هم بود. بعد از نمايندگي مجلس, استاد دانشگاه اصفهان و سرپرست كتابخانه‌هاي شهرداري اصفهان شد. از سال 1365 تا 1376 هفته‌نامه "نويد اصفهان" را منتشر كرد. اين اولين نشريه‌اي بود كه پس از خرداد 1376 فعاليت آن با حكم دادگاه ويژة روحانيت موقتاً متوقف شد.

 بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:15  توسط فضل الله صلواتی  | 

 

همراه با مرحوم استاد محمد تقی جعفری

در حال بحث و گفتگو

 

ادامه عکسها را بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:47  توسط فضل الله صلواتی  | 

 

اصفهان چه دارد و چه باید داشته باشد ؟

گزارش : شاهین سپنتا

                              

روز نکوداشت اصفهان ، امسال نیز برای سومین سال پیاپی با بی اعتنایی نهادهایی چون شهرداری و شورای شهر اصفهان برگزار شد . از هنگام گزینش یکم آذر ماه از سوی بیش از 30 نفر از برجسته ترین اصفهان شناسان به عنوان روزی برای نکوداشت اصفهان در اردیبهشت ماه سال 1384 تاکنون تنها برخی از سازمان های مردم نهاد به بزرگداشت این روز توجه نشان داده اند. تلاش برای رسمیت نیافتن روز یکم آذرماه به عنوان روز نکوداشت اصفهان در حالی انجام می شود که برخی از مسئولان سابق و فعلی شهر نیز با امضای مصوبه اصفهان شناسان بر اجرای آن تاکید نمودند که از آن میان می توان به دکتر مرتضی سقاییان نژاد شهردار فعلی اصفهان و دکتر محمود محمدی عضو شورای شهر اشاره نمود.

متن بیانیه اصفهان شناسان که در تاریخ جمعه 16/2/1384 خورشیدی ، در نشست منزل استاد گران مایه اصفهان شناس محمد مهریار مصوب شد، چنین است : « ... از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان حسن رکن الدوله دیلمی ( 366-322 هجری قمری ) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می شود ،  یادروز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته تر از دیگر پیشنهادهاست . همچنین چون در آن زمان برپایی باروی بزرگ اصفهان بر بنیان زایچه این شهر در آذر ماه ( برج قوس ) صورت گرفت ، لذا  روز  یکم آذر ماه هر سال ( مطابق با 22 نوامبر ) به عنوان روز نکوداشت اصفهان برگزیده می شود. همچنین نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری های سردر بازار قیصریه اصفهان که با  اقتباس از صورت فلکی برج قوس ( آذر ماه ) و  با محتوایی متعالی طراحی شده است ، به عنوان نماد این روز گزیده شد. ».

در آستانه یکم آذرماه "روز مردمی نکوداشت اصفهان " یک پرسش را با چند تن از اصفهان شناسان در میان گذاشتم و آن این که " اصفهان چه دارد و چه باید داشته باشد؟ " . بی هیچ توضیح اضافه ای توجه شما را به پاسخ های گویا و اندیشه برانگیز  این دوستان جلب می کنم : 

                                           

دکتر فضل اله صلواتی ، پژوهشگر ، رییس انجمن روزنامه نگاران اصفهان  و دبیر علمی کنگره بزرگداشت اصفهان : اصفهان آنچه دارد استعداد است و آنچه باید انجام شود به فعلیت در آوردن این استعداد هاست .یعنی استعداد ها از قوه به فعل در نیامده است . به اصفهان از نظر ظاهری - گل و بوته - رسیدگی شده  اما از نظر این که واقعا استعدادها شکوفان شود و آثار هنری و آثار علمی را بگذارند چاپ شود کاری صورت نگرفته و حتا کمکی به هنرمندان و نویسندگان یا اهل قلم و نشزیات انجام نمی شود و نمایشگاه  های هنری یا موزه های بزرگ ندارد . فقط یک ظاهرسازی هایی هست که به آن ها می پردازند و پرورش استعداد های درخشان عمق ندارد و فقط در حد شعار که مثلا یک جلسه ای بگیرند و یک نشستی باشد ، ولی کشف و تربیت و تقویت و رشد افکار صورت نمی گیرد و آن چه باید باشد این است

 

ادامه را بر روی سایت زیر نگاه کنید

http://www.drshahinsepanta.blogsky.com/category/cat-17/

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:20  توسط فضل الله صلواتی  |